6 بهترین فیلم ساختاری قرن بیستم (1940 تا 1990)

در سینما، دیدگاه یا نقطهنظر یکی از مهمترین ابزارهای روایت است. فیلمساز با انتخاب اینکه داستان از نگاه چه کسی روایت شود، در واقع مخاطب را در موقعیتی قرار میدهد که دنیا را از زاویه خاصی ببیند و حتی گاهی ناخواسته طرف یکی از شخصیتها را بگیرد. به همین دلیل، دیدگاه نقش بسیار مهمی در شکلگیری ساختار داستان دارد. اینکه شخصیتها چگونه وقایع را میبینند یا کارگردان چگونه میخواهد تماشاگر داستان را درک کند، همگی به رابطه میان ساختار روایت و نقطهنظر وابستهاند.
در ادامه، چند نمونه از فیلمهایی را میبینیم که به شکل درخشانی از مفهوم دیدگاه در روایت سینمایی استفاده کردهاند.
۱. پدرخوانده: قسمت دوم (1974)
شاهکار مافیایی فرانسیس فورد کاپولا همزمان دنباله و پیشدرآمد فیلم «پدرخوانده» است. فیلم با استفاده از دو خط زمانی متفاوت روایت میشود. در خط زمانی اصلی، داستان در سال 1958 اتفاق میافتد و زندگی مایکل کورلئونه با بازی آل پاچینو را دنبال میکند که اکنون به رئیس قدرتمند خانواده جنایتکار کورلئونه تبدیل شده است. در خط زمانی دیگر، گذشتهی ویتو کورلئونه با بازی رابرت دنیرو روایت میشود؛ مردی که در کودکی از سیسیل به آمریکا مهاجرت میکند و بهتدریج امپراتوری خانوادگی خود را در نیویورک میسازد.
این دو روایت در ظاهر جدا هستند، اما در عمل به شکل هوشمندانهای بازتاب یکدیگر هستند. هر دو شخصیت در یک دنیای مشابه زندگی میکنند، اما مسیر زندگیشان تفاوتهای مهمی دارد. ویتو مردی است که از هیچ شروع میکند و برای ساختن آیندهای بهتر برای خانوادهاش میجنگد. در مقابل، مایکل در دل همین قدرت به دنیا آمده و اکنون وظیفه سنگین حفظ آن میراث را بر دوش دارد.
نکته جالب اینجاست که ویتو بهتدریج از مسیر قدرت لذت میبرد، اما برای مایکل همین قدرت به نوعی قفس و زندان تبدیل میشود. در آغاز داستان، مایکل جوانی آرمانگراست که میخواهد زندگی متفاوتی داشته باشد؛ درست شبیه پدرش در جوانی. اما در نهایت، هر دو در مسیر قدرت و خشونت به مردانی بیرحم تبدیل میشوند.
ساختار دوگانه فیلم به زیبایی این مفهوم را نشان میدهد:
گاهی با وجود تمام تغییرات، سرنوشتها شباهت عجیبی به هم پیدا میکنند.
۲. شهروند کین (1941)
«شهروند کین» ساخته اورسن ولز یکی از مهمترین فیلمهای تاریخ سینماست که استفاده خلاقانهای از فلاشبک و روایت چندلایه دارد. داستان درباره خبرنگاری است که تلاش میکند معنای آخرین کلمه مرموز چارلز فاستر کین، غول رسانهای ثروتمند، یعنی «رزباد» را کشف کند.
برای رسیدن به پاسخ، خبرنگار با افرادی صحبت میکند که در دورههای مختلف زندگی کین به او نزدیک بودهاند. هر کدام از آنها بخشی از گذشته او را روایت میکنند و از طریق این خاطرات، تماشاگر با زندگی مردی آشنا میشود که از فقر به ثروت عظیم رسید، اما در نهایت زندگی پیچیده و تنهایی داشت.
نکته جالب اینجاست که در طول فیلم، ما هرگز داستان را از زبان خود کین نمیشنویم. تصویر او فقط از نگاه دیگران ساخته میشود. به همین دلیل، شخصیت کین همیشه کمی رازآلود باقی میماند.
در این فیلم، فلاشبکها صرفاً برای توضیح داستان استفاده نشدهاند؛ بلکه به ما نشان میدهند که چگونه برداشت افراد مختلف میتواند تصویری متفاوت از یک انسان بسازد. در نهایت، حتی خود کین هم انگار نمیدانست دقیقاً چه میخواهد یا چه کسی است.
۳. راشومون (1950)
«راشومون» ساخته آکیرا کوروساوا یکی از مشهورترین نمونههای استفاده از دیدگاههای متفاوت در روایت است. داستان درباره قتل یک سامورایی و تعرض به همسر اوست؛ اما نکته اینجاست که این ماجرا از زبان چند شخصیت مختلف روایت میشود.
هر شخصیت نسخهای متفاوت از همان اتفاق را تعریف میکند. در ظاهر همه درباره یک حادثه واحد صحبت میکنند، اما روایتها به شکل شگفتآوری با هم تفاوت دارند. هر کدام از این روایتها تلاش میکند گوینده خود را در موقعیت بهتری نشان دهد.
فیلم با استفاده از تکرار صحنهها از زاویههای مختلف نشان میدهد که حقیقت میتواند بسیار پیچیدهتر از چیزی باشد که در ابتدا به نظر میرسد. حتی شاهدی که ظاهراً بیطرف است نیز ممکن است انگیزههای پنهانی داشته باشد.
در نهایت، فیلم پاسخ قطعی ارائه نمیدهد. تماشاگر باید خودش تصمیم بگیرد که کدام روایت را باور کند. «راشومون» به ما یادآوری میکند که در بسیاری از موقعیتهای زندگی، حقیقت مطلق ممکن است هرگز کاملاً آشکار نشود.
۴. آینه (1975)
فیلم «آینه» اثر آندری تارکوفسکی یکی از شاعرانهترین و متفاوتترین آثار تاریخ سینماست. این فیلم ساختاری غیرمعمول دارد و بیشتر شبیه جریان آزاد خاطرات و رویاها عمل میکند تا یک داستان خطی کلاسیک.
داستان به شکل نیمهزندگینامهای از ذهن مردی در حال مرگ شکل میگیرد؛ مردی که خاطرات کودکی، رویاها، تصاویر تاریخی و لحظات زندگیاش را مرور میکند. فیلم میان زمانهای مختلف حرکت میکند: دوران پیش از جنگ، سالهای جنگ و سالهای پس از آن.
تصاویر فیلم گاهی رنگی، گاهی قهوهای و گاهی سیاهوسفید هستند و بدون هشدار از گذشته به حال یا از واقعیت به رویا میروند. به همین دلیل، فیلم بیشتر شبیه موزاییکی از خاطرات و احساسات است تا یک روایت معمولی.
تماشاگر جهان را از نگاه شخصیت الکسی تجربه میکند؛ حتی اگر او حضور کمی در تصویر داشته باشد. ما آنچه او میبیند را میبینیم، آنچه میشنود را میشنویم و احساسات او را لمس میکنیم. برخی بخشها ممکن است مبهم به نظر برسند، اما قدرت تصاویر و فضای شاعرانه فیلم، تجربهای عمیق و متفاوت ایجاد میکند.
«آینه» یادآور این نکته است که گاهی سینما میتواند مثل حافظه انسان عمل کند؛ نامنظم، احساسی و سرشار از تصویرهای ماندگار.
5. جنگ با زامبیها
“جنگ با زامبیها” یک فیلم ترسناک و هیجانانگیز در ژانر زامبی است که در یک دنیای پس از اپیدمی زامبیگری در جریان است. این فیلم زامبی جدید به کارگردانی و نویسندگی افسانهای جورج آر. رومرو و با بازیگرانی همچون برد پیت، میشل یوهانسون و دنیل جیمس لی است. داستان در یک جامعه که در مقابل حملات زامبیها بازمانده مانده است، رقم میخورد.
این فیلم تمرکز زیادی بر روی جنگ بین انسانها و زامبیها دارد، همچنین به شکلی خوشهای از جامعه و نیز روابط بین افراد میپردازد که در شرایط حیاتی قرار دارند. ترسناکترین جنگی که انسانها تاکنون دیدهاند، با آشوب و خطراتی فراوان در هر گوشهای از داستان، تماشاگر را در میان خونریزی و ترس و وحشت گرفتار میکند.
6. سلطان
“سلطان” یک فیلم تاریخی باستانی است که به کارگردانی الکساندر روزمولین و با بازیگری کن بلیانت، انتونی هوپکینز و کلودیا کاردیناله ساخته شده است. داستان فیلم در قرن دوم میلادی در روم باستان رخ میدهد و حول ماجراهای خودشناسی و قدرتجویی “مارکوس آوریلیوس”، امپراتور روم باستان، و نیز رقابت بین پسرش “کامودوس” و “مکسیموس”، یک سرباز و مدافع با وفاداری شکوهمند، پیچیده میشود.
این فیلم با بازسازی دقیق محیطهای تاریخی و فضاهای روم باستان، تصاویر جذاب و مهیجی از زمان خود ارائه میدهد. از نظر فنی و بازیگری، “سلطان” یک اثر تاریخی فراگیر و شگفتانگیز است که علاقهمندان به دانلود فیلم های تاریخی باستانی را به خود جذب میکند.








